تبلیغات
??????

فواید دعا برای فرج

جمعه 16 اردیبهشت 1384

فواید دعا برای فرج

 

v    دعا برای فرج ، موجب فرج امام زمان(ع) وشیعیان آن حضرت خواهد شد.

v    موجب زیاد شدن نعمتهای پروردگار می شود.

v    علامت انتظار دعا کننده است.

v    دعا برای آن حضرت موجب دعا کردن متقابل امام عصر برای دعا کننده است.

v    دعا برای فرج اداء اجر رسالت پیامبر اکرم(ص) است.

v    موجب آمرزیده شدن گناهان می شود.

v  دعا کننده اگر قبل از ظهورآن حضرت از دنیا برود می تواند برای یاری آن حضرت در وقت ظهور به دنیا باز گردد.

v    دعا کننده برای فرج به ثوابهای احسان به والدین حقیقی می رسد.

v    هنگام مرگ به دعا کننده برای فرج( که مداومت بر اینکار داشته) بشارت خوب داده وبا او مدرا می کنند.

v    خداوند متعال اورا در عبادت یاری می رساند.

v    دردعا برای فرج ثواب انتقام خون ابا عبد الله الحسین (ع)  نهفته است.

v    دعا کننده برای فرج نوری خواهدشد که روز قیامت برای دیگران درخشش می کند.

v    شفاعت اورا  در حق هفتاد هزار گنهکار خواهند پذیرفت.

v    در دعا برای فرج ثواب خیر خواهی برای مومن نهفته است.

v    دعا برای فرج با ارزشترین اعمال است.

v    موجب کامل شدن ایمان می شود.

v    دعا برای فرج انسانرا به مقامی می رساند که ثواب همه بندگان خدا را یکجا به او می دهند.

v    دعا کننده برای فرج ثواب شهادت در رکاب رسولخدا (ص) نصیبش می شود.

v    دعا برای فرج ثواب نیکی به حضرت بقیه الله(ارواحنا فداه) و ائمه هدی وهمه انبیاء وهمه مومنین  را دارد.

v    دعا برای فرج وفاء نمودن به عهد و پیمان با پروردگار وائمه هدی (ع) است.

v    دعا برای فرج موجب درخشش بیشتر نور معرفت امام زمان در قلب انسان می شود.

v    خداوند متعال نزد ملائکه به دعا کننده برای فرج مبا هات می فرماید.

v    دعا کننده برای فرج به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(س)خواهد رسید.

اینها خلاصه و گزیده ای از مهمترین فوائد دعا برای فرج حضرت بقیه الله ارواحنا فداه بود که انسان  می تواند با قرار گرفتن در مسیر محبت به آن حضرت و تزکیه نفس و رسیدن به مقام عبودیت آنها را به دست آورد . البته منظور از دعا برای فرج ، دعایی برخواسته از معرفت قلبی و از درون جان که خواه، ناخواه گفتار و کردار انسان را به طرف سازندگی و شایستگی سوق دهد.

امام صادق (ع) به داود سرحان فرمود: ای داود، به پیروانم از طرف من سلام برسان وبگو که من چنین گفته ام : خداوند رحمت کند بنده ای را که با دیگران جمع شده و امر ما اهل بیت را گفتگو می نماید (مصداق حقیقی امر اهلبیت مساله حکومت جهانی و فرج آل محمد (ص)است .) سپس امام (ع) فرمود: زیرا سومین کسی که نزد این دو نفر حاضر می شود ملکی است که برای آن دو طلب مغفرت از پروردگار می کند و هیچگاه نمی شود که دو نفر با هم جمع شوند وبیاد ما باشند مگر آنکه خداوند نزد ملائکه به آندو مبا هات می نماید.، پس وقتی نزد یکدیگر حاضر شدید مشغول گفتگو از ما اهلبیت شوید زیرا در ملاقات شما با یکدیگر و گفتگویتان درباره امر ما (حکومت جهانی ما)  زنده شدن امر ما وجود دارد و بهترین مردم پس از ما کسی است که سخن از امر ما براند و مردم را بیاد ما بیندازد. با این روایت روشن می شود که صحبت از امام عصر ارواحنا فداه و آماده شدن برای حکومت جهانی آن حضرت و دعا برای تعجیل فرج آن بزرگوار چقدر نزد پروردگار اهمیت دارد و ما چقدر از آن غافلیم و شیطان چقدر ما را از این مسیر منحرف نموده است.

 



[ جمعه 16 اردیبهشت 1384 - 04:05 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| س-حاجی نژاد ] [مهدویت , ] [+]

کجایند مردان بی ادعا

جمعه 9 اردیبهشت 1384
<:P:>

این سند، دست‌نوشته یك جوان روستایی است كه در آخرین لحظه‌های زندگی خود، پیش از شهادت نگاشته است.
شهید حسن جابرقلی‌زاده، اهل یكی از روستاهای اطراف اردبیل است كه در عملیات مرصاد در تاریخ 24/4/1367 در قلاویزان به شهادت رسید.
این جوان روستایی با آخرین رمق‌های باقی‌مانده در وجودش و در آستانه شهادت نوشته است: «در دشت مهران از تشنگی، قربانی امام حسین(ع) شدم».
خواندن با تأمل متن مذكور را به تمام مسئولان جمهوری اسلامی، به ویژه آنان كه رفاه كامل برای خود و خانواده‌شان را به قیمت محرومیت خانواده این جوانان تأمین و حساب‌های بانكی‌شان را از خون این شهدا آكنده كرده‌اند، توصیه می‌كنیم.
متن وصیتنامه این شهید، در حالی كه رمق نوشتن از دستانش در حال خارج شدن است، به شرح زیر می‌باشد:
«حلالم كنید، شما به بچه‌ها بگویید خیلی اذیت كردم، مادرم حلالم كن. پدرم حلالم (كن) به مادرم و به پدرم بگویید ما را ببخشند. حسن جابرقلی‌زاده اهل شهرستان اردبیل روستای نفرآباد كه در دشت مهران از تشنگی قربانی امام حسین(ع) شدم و به مادرم بگویید از طرف من از تمام بچه‌ها روبوسی (كند) بگویید حسن... بگویید ما را ببخشند».



[ جمعه 9 اردیبهشت 1384 - 06:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ح-خراشادیزاده ] [عمومی , ] [+]

یکشنبه 4 اردیبهشت 1384
<:P:>  <:P:>... <:P:>  <:P:>ما می میریم تا به زندگی حیات ببخشیم همانطور که انگشتان ما رشته ها را- <:P:>  <:P:>می ریسند برای بافتن جامه ای که خود هرگز به تن نخواهیم کرد.. <:P:>  <:P:>حقیقت زندگی نفس زندگی است آغازش از زهدان مادر نیست و پایانش نیز به <:P:>  <:P:>بستر گور ختم نمی شود . <:P:>  <:P:>زیرا سالهایی که گذشته اند در قیاس با حیات جاودانه لحظه ای بیش نبوده اند.. <:P:>  <:P:>جهان مادی و هرچه در آن است در قیاس با آن لحظه بیداری که وحشت مرگش <:P:>  <:P:>می خوانیم  خوابی بیش نیست.. <:P:>  <:P:>از آنجا که زندگی را نمی شناسیم ازمرگ می هراسیم و هراس از مرگ ما را <:P:>  <:P:>از در گیری و جنگ به وحشت می اندازد. <:P:>  <:P:>آنهایی که زندگی می کنند ..آنهایی که می دانند بودن یعنی چه..آنهایی که به دانش <:P:>  <:P:>؛ زندگی در دل مرگ ؛ دست یافته اند ..آنها صلح را موعظه نمی کنند..زندگی را <:P:>  <:P:>تبلیغ می کنند.. <:P:>  <:P:>اگر تمامی رازهای زندگی را حل کنی مشتاق مرگ می شوی زیرا مرگ تنها  - <:P:>  <:P:>رازی دیگر از رازهای زندگی است. <:P:>  <:P:>تولد و مرگ ناب ترین ترجمان شجاعتند.  ( جبران خلیل جبران ) 



[ یکشنبه 4 اردیبهشت 1384 - 01:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ز-رضایی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 2 اردیبهشت 1384

"شناخت حضرت بقیه الله  ( ارواحنا فداه ) و موضع آن"

 

در تعالیم اسلامی شناخت ، اهمیت بسیار دارد. وشناخت در منطق اسلام ، محدود به "شناخت نظری" نیست  بلکه هم "شناخت نظری"، وهم"  شناخت عملی" هر دو را در بر می گیرد . هر عقیده ای که انسان در هر باره ای دارد باید از روی شناخت وبصیرت باشد ، وهر کاری که از انسان سر می زند ، باید بر پایه شناخت وتشخیص باشد.

این مسئله در عصر غیبت ، که امام معصوم غایب است ، بیشتر از وقتهای دیگر اهمیت پیدا می کند. در این روزگارشناخت عقاید وافکار ، و موضعگیریها واعمال ، اهمیتی ویژه می یابد. وهمین داشتن " شناخت صحیح " است که از کوشش در عبادات و مستحبات افضل است. این شناخت در دو مرحله ، تبلور می یابد:

1.      استقامت و پایداری

2.      پیروی از خط ممتد رهبری

 

الف: تحمل وپایداری

افراد عاقل آنهایی که در مراحل بالایی از کمالات هستند باید اصل کار را در دست داشته باشند این افراد زمام امور را بدست دارند ومنتظر معجزات ودلایل ظاهری نیستند . اگربخواهیم جزو سابقون واولون باشیم باید از راه علم و معرفت برویم . علم و معرفت ما نسبت به حضرت (ع) باید طوری باشد که با او آشنا باشیم ، عصمت او را بشناسیم والا چطور می شود علم وعصمت او را سنجید. ما باید قبل از آنکه حضرت ظهور کند جزء  خواص ونزدیکان باشیم چون وقتی حضرت ظهور کرد ودنیا پر از عدل وداد شد ایمان به او فایده ای ندارد خدای تعالی می فرماید"لا یففع نفسا ایمانا" اجمالا باید یک ارتباط روحی داشته باشیم در قرآن این نوع ارتباط ذ کر شده ومربوط به قبل از ظهور است خدای تعالی در قرآن می فرماید:"یا أیها الذین آمنو اصبروا وصابرو ورابطوا" ای کسانی که ایمان آوردید صبر کنید، صبر یک اعتماد به نفس است ، قوی وروی پا ایستادن واز خدا کمک گرفتن است، یکی استقامت ویکی هم رسیدن به جایی که انسان در امور معنوی قاطعیت داشته باشد "صابروا" طبق بعضی تفاسیر یعنی دیگران را وادار به استقامت کنید.  عمده ومهم کلمه بعد است که می فرماید :"رابطوا" یعنی رابطه پیدا کنید. روایت دارد با امام منتظرتان رابطه پیدا کنید وکلمه منتظر یعنی امامی که انتظار او را می کشید که این قبل از ظهور است فرمودند:"امامکم المنتظر " یعنی امامی که انتظار او را می کشید . شما هر جا باشید امام زمان (ع) صدای شما را می شنود اگر می خواهید ارتباط پیدا کنید اول او را بشناسید واز او تقاضا کنید ارتباط روحی بر قرار شود.. هنگامی که انسان حق وراه حق را به درستی شناخت ، در أن راه پایداری می کند ، ودر برابر شداید ومشکلات و نا سا زگاریهای زمان تحمل و برد باری به خرج می دهد ، وبه هیچ گونه دست از راه حق بر نمی دارد . واین خود فضیلتی بزرگ است. امام جعفر صادق(ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده است که أن حضرت به اصحاب خویش فرمود : "پس از شما مردمی خواهند أمد ، که به یک تن از أنان ، اجر پنجاه تن از شما را خواهند داد. اصحاب گفتند: ای پیامبر ما در جنگهای بدر ، حنین ، واحد با تو بوده ایم ، ودر باره ما أیاتی از قرآن نازل شده است ، این چگونه خواهد بود ؟ پیامبر فرمود: شما اگر در شرایطی که آنان قرار می گیرند ،  قرار بگیرید ، آن تحمل وشکیبایی را که آنان دارند نخواهید داشت . بدین گونه انسان عصر غیبت ، باید دارای شنا ختی درست وبصیرتی درخشان باشد ، تا بتواند حق را حفظ کند ، ودر برابر هر پیشامد ، پایدار باشد. انسان منتظر باید بداند انتظار چیست؟ وبرای چیست؟ او منتظر کیست؟ وظهور مقدمه چه اموری است ؟ در مکه شخصی گفت من مهدی منتظرم و قیام کرده بود ، صبح اول وقت ایران از خبر گزاری فرانسه نقل کرد که در مسجد بزرگ مکه شخصی گفته من مهدی منتظرم و مسجد را تسخیر کرده ، واقعا اخبار انسان را تکان می دهد اگر منتظر شویم تا معلوم شود راست است یا دروغ ، خوب خیلی عقب می افتیم پس باید شناخت درست و کاملی داشته باشیم که او را درک کنیم اگر راست است که انجام وظیفه کنیم واگر دروغ است هیچ، فقط و فقط از همین راه مشخص می شود. و اگر کسی این شناخت صحیح را به دست آورد ، دارای فضیلتی بزرگ خواهد بود . چنا نکه از امام صادق (ع)  رسیده است : "هر کس امر امامت ورهبری را بشناسد ، آنگاه قبل از قیام قائم از جهان برود ، پاداش او مانند کسی است که در رکاب قائم شهید بشود."

ب: پیروی از خط ممتد رهبری

امامان تا کید کرده اند که در عصر غیبت به آداب و احکام دینی خود که از مکتب آنان فرا گرفته اید عمل کنید ، وخط اعتقادی وعملی خویش را ، با استواری وصلابت وبا اعتقاد وتقید ، نگاه دارید ، تا طلوع طلایع ظهور فرا رسد و پیشوای نهان گشته شما از غیبت ، به در آید . امام جعفر صادق (ع)  در احادیثی چند ، که از راویان نقل کرده اند، همین مطالب را فرموده است : هر گاه زمان غیبت فرارسید ، به دستورات امامان پیشین چنگ در زنید ، تا امام آخرین ظهور کند ... هر گاه روزی رسید که امامی از آل محمد در میان خود نداشتید ، همان امامانی را که دوست می داشتید دوست بدارید، وهمان کسان (وخط باطلی) را که دشمن می داشتید دشمن بدارید ( واز آنها دوری کنید ، وبه دام آنها در نیفتید!) ، وهمواره در خط رهبری وولایت حقه جای داشته باشید ، وصبح وشام در حالت انتظار (آمادگی ) به سر ببرید!... همان دینی را که داشتید،  داشته باشید ، تا خداوند ستاره هدایت شما را طالع سازد ، تا خداوند صاحب دین را برساند . ویقین است که انسانی که دارای شناخت صحیح نظری وبصیرت عملی است ، در مقام عمل واقدام نیز پیروی همه جانبه را شعار وپیشه خویش می سازد . پس تمام شناختها روی یک پایه قرار می گیرد وآن ایمان واعتقادات واینکه امام (ع) احاطه بر همه چیز دارد، می باشد وراهش این است که از روایات وآیات استفاده کنیم .

 

<:P:>



[ جمعه 2 اردیبهشت 1384 - 05:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| س-حاجی نژاد ] [مهدویت , ] [+]

دلهای آسمونی

سه شنبه 30 فروردین 1384

دلهای آسمونی

نمی دونم چرا هر وقت که می خوام بنویسم ،نمی تونه اونی باشه که من رو راضی کنه، یعنی به هر حال یه جوری مسیر نوشته ام عوض میشه ، حالام که می خوام بنویسم راجع به چی نمی دونم ؟! اما همین که غربت دلامون واشه خودش نعمتیه. می دونی نیاز دلامون پر کشیدنه اما نه تا اوج آسمون ، که تا غروب سرخ هر چی نگاه غمگینه . دلم می خواد همیشه یه پله با لاتر باشم، پله ای که من رو برسونه به ابر ها ،جالبه نه، وقتی آدم زمینی باشه و بخواد آسمونی بشه ،دلش زندونی قفسه های تنگ سینه اش باشه وبخواد به اون دور دور کا سرک بکشه. احساس کردی که گاهی اوقات دلت دیگه تو سینه ات بند نمی شه، همون موقع که دلت می گیره ، همون موقع که طاقت دلت تموم می شه .از چی یا بهتر بگم از کی؟ از خیلی ها ، از اونایی که به دلت سنگ می زنن، فکر می کنن که دلای آدما اگه بشکنه ، می شه یه جوری کنار هم چیدش ، اما تو که خوب می دونی ،چینی بند زده که چینی نمی شه، دلای ما آدما که... دلم می خواد ،قاصدک نگاه آدمایی که دوستشون دارم ،رو طلوع بی غروب زندگی سوار شه.ابر هایی که همیشه ما رو به یاد تیکه هایی از بهشت می ندازن، یه جایی کنار دلای آسمونیمون باشن.چتر همه او نایی شم که نمی خوان نم نم اشک های دلواپسی ، رو سجاده بی نیازیشون تر شه.می بینی خواسته دلای آدما رو ، همیشه از جنس بلوره. خود ماییم که به بلورآرزوهامون شکل می دیم ، جوری که به قالب آرزو ها مون در آد. زندگی ما آدما ، رو گردونه همین آرزو های کوچیک وبزرگ می گرده. جایی که این گردونه وایسه ، ما به آرزو هامون ،می رسیم، پس بذار همین جا دعا کنیم:

خدایا!همه اونایی که دلاشون آسمونیه، نگاهشون با رونیه، خنده هاشون بی ریاس ، گریه  هاشون رنگ یه دنیا شبنمه ، به همه چیز هایی که تمنای درونیشونه ، برسن.

 

<:P:>



[ سه شنبه 30 فروردین 1384 - 09:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 31 فروردین 1384 - 09:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| س-حاجی نژاد ] [لخته های دل , ] [+]

رئیس جمهور

شنبه 27 فروردین 1384

در چند ماه اخیر مساله ی انتخابات ریاست جمهوری به یکی از مهمترین مسائل محافل سیاسی تبدیل شده است. با توجه به این مطلب پاره ای ازمهمترین خصوصیات کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران در نظر امام خمینی(ره) و توضیحاتی در این مورد در زیربیان شده:

(مردم شجاع ایران با دقت به نماینده ای رای دهند که

-متعهد به اسلام باشد:)
در هر زمینه ای طبق مصلحت اسلام وملت تصمیم گیری و عمل کند.

سعی نکند در شرایط مکانی و زمانی به دلیل خوشامد عده ای خاص دستورات اسلام را طبق میلش تغییر دهد .
شجاعت و روحیه ی برخورد با متخلفین در هر مقام و منصبی طبق دستورات اسلام و قوانین را داشته باشدکه البته لازمه ی این امر وابسته نبودن به احزاب و اشخاص سیاسی است تا بتواند بدون احساس دین تصمیم گیری کند.
احساس کند که بر کارش نظارت وجود دارد و در صورت خطا و لغزش بازخواست می شود.

(-وفادار به مردم ایران باشدو در خدمت آنان احساس مسئولیت کند:)
عدالت اجتماعی را مقدم بر اهداف و برنامه های دیگر بداند در هیچ موقعیتی این امر را فدای سایر امور نکندمثلا به بهانه ی پولدار شدن کشور !!! به جای فقرزدایی دست به فقیرزدایی!!! نزند.
تضییع حقوق مردم راضایع شدن حقوق خود بداندو نسبت به حقوق و سرمایه های کشور و ملت بی تفاوت نباشد مثلا برای استقبال و تشریفات بیهوده !!! ازچند کابینه ی خارجی اجازه ی صرف میلیونها تومان از حساب بیت المال راندهد.!!!
-درهر موقعیتی پاسخگوی مردم باشد وبه بهانه ی مصلحت نظام سکوت! را پناهگاه خود قرار ندهدبرای مثال در مجامع عمومی حاضر به پاسخگویی به سوالاتی غیر از سوالات خاص!!! و از پیش تعیین!!! شده باشد.
به منصب ریاست جمهوری به عنوان وسیله ای برای خدمت نگاه کند نه مقامی برای اعمال قدرت که برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزند.!

(-طعم فقر را چشیده باشد:)
ساده زیستی و زندگی در سطح طبقات محروم یکی از مهمترین خصوصیات در این زمینه به شمار می آید چطور می توان از فردی که تمام زندگی اش در قصر سپری شده انتظار داشت که صدای كوىكان معصومی که جانشان را فقط به خاطر بیماری و مشکلات مالی از دست دادند و می دهند را بشنود؟و شرمندگی پدری که فرزندش با شکم خالی شبها را به صبح می رساند درک کند؟و... کسانی که فقر را نچشیده باشند نمیتوانند مدافع فقیران باشند.
ومسلما افرادبدون ساده زیستی نمی توانند در بین مردم پذیرفته و موجه محسوب شوند.

(و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین اسلام مستضعفین اسلام رنج دیدگان اسلام عارفان مبارزه جو و پاک طینتان عارف و در یک کلمه اسلام ناب محمدی(ص)باشند.)

به امید فردایی بهتر

<:P:>

<:P:>



[ شنبه 27 فروردین 1384 - 12:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 27 فروردین 1384 - 12:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| ز-محمدی ] [سیاسی , ] [+]

می خواستم دنیا را تغییر دهم

پنجشنبه 25 فروردین 1384
<:P:>  <:P:>  <:P:> 

بر سنگ قبر کشیشی چنین نوشته شده بود: آن هنگام که جوان بودم و

 

 فارغ از همه چیز و تخیلم مرز و محدوده ای نمی شناخت, در سر

 

 آرزوی تغییر دنیا را می پروراندم . بزرگ تر و خردمند تر که شدم

 

 دریافتم جهان تغییر نا پذیر است ,پس افق اندیشه ام را

 

محدود تر کردم و بر آن شدم تا تنها کشورم را تغییر دهم . اما این هم

 

 عملی نبود, پس سالها زندگی و تجربه آخرین تلاش نو میدانه 

 

خود را صرف تغییر خانواده ام کردم اما افسوس آن ها نیز که نزدیک

 

 ترین کسان به من بودند تغییر نکردند. اکنون که در بستر مرگ  - 

 

 آرمیده ام به نا گاه حقیقتی را یافته ام . تنها اگر خودم را تغییر داده

 

بودم , آن گاه نمونه ای می شدم برای خانواده ام تا آنان نیز   خودرا 

  

  تغییر دهند . با انگیزه و تشویق آن ها چه بسا که کشورم نیز اندکی

 

 

اصلاح می شد , شاید می توانستم دنیا را هم تغییر بدهم..

 

<:P:> 



[ پنجشنبه 25 فروردین 1384 - 11:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| ز-رضایی ] [اجتماعی , ] [+]